است‌. در دربارهاي شارل فرزانه و ژان دو بِري تقريباً بوي عصر نوزايي به مشام مي‌رسيد، البته‌ تنها اندكي‌، ولي هواي تازه كاملاً محسوس بود.
ت‌. از لاتيني به اسپانيايي‌. كتاب‌هاي زيادي به اسپانيايي ترجمه شده بود، ولي در اين مورد نمي‌توانيم از جرياني كلي مانند آنچه در فرانسه وجود داشت سخن بگوييم‌، چون بسياري از ترجمه‌ها متعلق به يك نفر است‌. يعني دُن پِدرو لوپِز دو آيالا ال كانسيلر. گفته مي‌شود او تاريخ‌ سي‌ساله‌ٴ ليوي‌، خاطرات ماكسيموس‌، تسليات فلسفه‌ٴ بوئتيوس‌، اخلاق گريگور، تاريخ تروياي‌ گويدوي كُلُنايي و رساله‌هايي از ايزيدور اشبيلي و بوكاچيو را ترجمه كرده است‌. خواه همه‌ٴ آنها را خودش ترجمه كرده يا تحت سرپرستي او ترجمه شده باشد، اين واقعيت به‌جاي خودش است كه اين‌ آثار غالباً غيرمسيحي‌، در اختيار خوانندگان كاستيلي قرار گرفت‌. نوزايي اسپانيا در راه بود، درست‌ مانند فرانسه‌.
ث‌. از لاتيني به انگليسي‌. فرهنگ انگليسي از دو آبشخور سيراب مي‌شد، لاتيني و فرانسه‌. مهم‌ترين متني كه از اولي اخذ شد، ترجمه‌ٴ وولگات از جان ويكليف و هم‌دستانش بود. ترجمه‌اي از تسليات فلسفه‌ٴ بوئتيوس را به چاسر مديونيم‌، ولي احتمالاً بيشتر آن را از فرانسه‌ ترجمه كرده بود تا از متن اصلي‌؛ رساله‌ٴ او در اسطرلاب چنان به ترجمه‌ٴ لاتيني اسطرلاب‌ ماشأالله نزديك است كه مي‌توان آن را ترجمه ناميد. درواقع آن اثر به ترجمه‌ٴ لاتيني كتاب‌ ماشأالله نزديك‌تر است تا ترجمه‌ٴ چاسر از كتاب بوئتيوس‌. مهم‌ترين مترجم اين عصر، جان‌ ترويزايي بود كه انجيل نقوذيموس‌، آثار بارتولوميوي انگليسي‌، اجيديوي رُمي‌، رانولْف هيگدن‌، پير دوبوا و ريچارد فيتز رالف را به انگليسي ترجمه كرد. بسياري از اين آثار جديد بودند؛ ترجمه‌ٴ آنها نه‌تنها حاكي از آن است كه انگليسيان (يعني فرهيختگان انگليسي‌) مايل به خواندن آنها بودند، بلكه نشان مي‌دهد كه لاتيني ديگر نمي‌توانست ابزار آموزش و تفكر باشد. لاتيني به‌جاي‌ وسيله به‌يك مانع تبديل مي‌شد.
ج‌. از لاتيني به چك‌. هم‌چنان‌كه شارل فرزانه ترجمه به فرانسه را ترويج كرد، امپراتور كارل‌ چهارم لوكزامبورگي‌، شاه بوهميا (1347 ـ 1378)، هم به‌همان شيوه ترجمه به زبان چك را تشويق مي‌كرد. مثلاً او سبب شد افسانه‌هاي طلايي به زبان چك اقتباس شود. پولكاوا حسب حال‌ خود او را ترجمه كرد و تاريخ خود پولكاوا هم به زبان چك خيلي زود مانند لاتيني در دسترس‌ قرار گرفت‌. واوْرينِك برِزُوايي‌1 سفرهاي ماندويل را ترجمه كرد.
انجيل‌ها به زبان چك ترجمه شده بودند و عملاً به آن زبان خوانده مي‌شدند. مثلاً


1. Brezova در 85 كيلومتري جنوب خاوري برنو واقع است‌. نام لاتيني واوْرينِك (Vavrinec) لورانتينوس بيزينيوس بود. او از سال 1365 تا 1437 برآمد، تاريخ بوهميا را از سال 1414 تا 1422 (تدارك و آغاز جنگ‌هاي هُوسيان‌)، و كتاب‌هاي مختلفي به‌زبان چك نوشت‌.